تبلیغات
المومنون‌ و المومنات‌ بعضهم‌ اولیاء بعض‌ یامرون‌ بالمعروف‌ و ینهون‌ عن‌ المنكر و یقیمون‌ الصلوه ویوتون‌ الزكوه‌ و یطیعون‌ الله‌ ورسوله‌ اولئك‌ سیرحم‌ الله‌ ان‌ الله‌ عزیز حكیم - فلاتغررک تقلبهم فی البلاد

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

شنبه 7 اسفند 1389-04:49 ب.ظ



توی اتوبوس نشسته بودم.  دختر آرایش کرده ای نگاهم را گرفت. گفتم بروم بگویم چرا این همه آرایش برای حضور در خیابان را انتخاب کردی. ولی سختم بود. توی تهران گفتن این مطلب یعنی فضولی و... گذاشتم ایستگاه مقصدم برسد. چهره دختر به من حتم داد که می گوید بتو چه؟ اما خدارا شکر یکبارهم که شده سعی کردم رضایت خدا را اولی بدانم. رفتم جلو و با ارامی بهش گفتم. فکر می کنید ان چهره مدرن امروزی چه گفت؟
گفت:ببخشید.
عجیب بود ولی باور کنید هنوز خیلی ها توی تهران از ترس تمسخر تیپ خود را مدرن!! می کنند. بنده خدا هیچ شکی نداشت حق با من است. هنوز صدای ارام و عذرخواهی اش در گوشم طنین انداز است.
البته بگویم بارها هم شده که این افراد به اصطلاح کاکلی بگویند بتوچه؟ اما آنها هم مطمئن هستم دفعه بعد با تامل و تردید بیشتری در خیابان اینگونه حضور می یابند.



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر